1. در آن روزگار همۀ مردم جهان به يک زبان سخن میگفنتد.
2. جمعيت دنيا رفته رفته زياد میشد و مردم بطرف شرق کوچ میکر دند. آنها سر انجام به دشتی و سيع و پهناور در بابل ر سيدند و در آنجا سکنی گزيدند.
3و4. مردمی که در آنجا میزيسنتد با هم مشورت کر ده، گفنتد: «بياييد شهری بزرگ بنا کنيم و بر جی باند در آن بسازيم که سرش به آسمان بر سد تا نامی بر ای خود پيدا کنيم. بنای اين شهر و برج مانع پر اکندگی ما خو اهد شد.» بر ای بنای شهر و برج آن خشتهای پخته تهيه نمودند. از اين خشتها بجای سنگ و از قير بجای گچ استفاده کر دند.
5و6. اما هنگامی که خداوند به شهر و بر جی که در حال بنا شدن بود نظر انداخت، گفت: «زبان همۀ مردم يکی است و متحد شده، اين کار را شروع کرده اند. اگر اکر آنها جلو گير ی نکنيم، در آينده هر کاری بخو اهند انجام خو اهند داد.
7. پس زبان آنها ر ا تغيير خو اهيم داد تا سخن يکديگر ر ا نفهمند.»
8. اين اختلاف زبان موجب شد که آنها از بنای شهر دست بر دار ند؛ و به اين ترتيب خداو ند ايشان ر ا روی ز مين پر اکنده ساخت.
9. از اين سبب آنجا ر ا رو ی ز مين پر اکنده ساخت.
You can also see the above text as an image if it doesn't display correctly in your browser.
Listen to a recording of this text by Bahaareh Asghari (بهاره اصغرى)
Information about Persian | Persian phrases | Persian numbers | Tower of Babel in Persian | Persian learning materials
Dari, Kurdish, Persian/Farsi, Ossetian